جدیدترین ها
اشتراک گذاری
05 اسفند 1404
15 بازدید
نویسنده : شیعه پاسخ

پرسش:

آیا راست است که امام سجاد علیه‌السلام با یزید بیعت کرد! می‌گویند در کتاب کافی هم آمده است که امام سجاد علیه‌السلام بیعت کردند!

پاسخ اجمالی:

                                                                                                                                 

بر اساس گزارش‌های معتبر تاریخی، امام سجاد علیه‌السلام نه‌تنها با یزید بیعت نکرد، بلکه از دیده‌شدن نام ایشان در میان بیعت‌کنندگان نیز استثنا شده است و روایت منسوب به بیعت، از نظر سند و شواهد تاریخی قابل اعتماد نیست.

✅پاسخ تفصیلی :

                                                                                                                                 

مردم مدینه پس از آگاهی از انحراف یزید و دوری او از اسلام، سر به شورش بر علیه یزید بلند کردند و از امام سجاد علیه‌السلام خواستند که شورش آنان را هدایت کند؛ اما امام علیه‌السلام از به عهده گرفتن رهبری شورش امتناع کرد، زیرا می‌دانست که شورش با شکست مواجه می‌شود و همگان جان خود را از دست خواهند داد.

از سوی دیگر، با نفوذ عبدالله بن زبیر و دیگران در میان شورشیان، این شورش یک نهضت اصیل شیعی محسوب نمی‌شد و رهبران آن نیز در برقراری اصل شورش از امام سجاد علیه‌السلام نظرخواهی نکرده بودند. این مسئله نشان می‌داد که شورش مذکور حرکتی خالص شیعی نیست و در صورت پیروزی نیز معلوم نبود به نفع شیعیان تمام شود؛ لذا امام علیه‌السلام در این شورش شرکت نکرد.[۱]

یزید، مسلم بن عقبه را برای سرکوب شورشیان به مدینه فرستاد. او توانست شورش را سرکوب کرده و کشتاری بس عظیم در مدینه به راه اندازد و شهر را تصرف کند و به زور از مردم برای یزید بیعت بگیرد.

مورخان می‌نویسند:

«مسلم بن عقبه چنین از مردم مدینه بیعت می‌گرفت که بگوید من بنده مملوک یزید هستم و او درباره من و خون و مال و خانواده من هر چه بخواهد می‌کند و هر کس از این نوع بیعت امتناع می‌کرد و حاضر به عبودیت یزید نمی‌شد، کشته می‌شد».[۲]

شیخ عباس قمی می‌نویسد:

«نماینده یزید مردم را به بیعت با او و اقرار بر بندگی یزید فرا می‌خواند و هر کس امتناع می‌کرد کشته می‌شد و تمامی مردم مدینه جز امام زین‌العابدین علیه‌السلام و علی بن عبدالله بن عباس بیعت کردند».[۳]

شیخ مفید و ابن اثیر نقل می‌کنند:

«هنگامی که مسلم بن عقبه به مدینه رسید، به دنبال امام سجاد علیه‌السلام فرستاد و چون امام به نزد او آمد، او را بزرگ داشت و به خود نزدیک کرد و گفت امیرالمؤمنین یزید مرا به نیکویی درباره تو سفارش کرده و گفته است که حساب تو را از دیگران جدا کنم. او امام را مجبور به بیعت نکرد».[۴]

بی‌شک یزید نمی‌خواست بار دیگر دستش به خون اهل‌بیت پیامبر گرامی آلوده شود و با این کار زوال حکومتش را به ارمغان آورد. از سوی دیگر، چون امام سجاد علیه‌السلام هیچ نقشی در شورش مردم مدینه نداشت، اجبار او بر بیعت و ریختن خونش بدون دلیل بود.

اما در روایتی در کتاب کافی آمده است که یزید به زور از امام سجاد علیه‌السلام بیعت گرفت.

این روایت از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است:

«یزید وارد مدینه شد و قصد حج گزاردن کرد. دستور داد مردی از قریش را به نزد او حاضر سازند. یزید به او گفت آیا اقرار می‌کنی که بنده منی و من اگر بخواهم تو را می‌فروشم و اگر بخواهم به اسارت خود درمی‌آورم؟ آن مرد این اقرار را نکرد و یزید او را کشت.

سپس یزید به سوی امام سجاد علیه‌السلام فرستاد و به امام گفت همان اقرار را بکند. امام سجاد علیه‌السلام گفت: اگر اقرار نکنم مرا هم مانند آن مرد می‌کشی؟ یزید گفت: آری.

امام گفت: آنچه می‌خواهی را اقرار می‌کنم و من بنده‌ای مکره و مجبور هستم؛ اگر می‌خواهی دست نگه دار و اگر می‌خواهی مرا بفروش. یزید پس از این اقرار از امام دست برداشت…»[۵]

با توجه به این‌که تمام مورخان اتفاق دارند که نماینده یزید عازم مدینه شد و خود یزید از شام خارج نشد و نیز در نقل‌های تاریخی آمده است که امام سجاد علیه‌السلام بیعت نکرد و نماینده یزید نیز او را مجبور به بیعت نساخت، صحت نقل مزبور زیر سؤال می‌رود.[۶]

«در این خبر اشکالی است؛ زیرا معروف در تاریخ آن است که یزید از شام تا زمان مرگ خارج نشد و هیچ‌گاه به مدینه نیامد و این روایت با نقل‌هایی که می‌گوید امام سجاد علیه‌السلام بیعت نکرد، معارضه دارد».[۷]

این قرائن نشان‌دهنده صحیح نبودن روایت مذکور است، به‌ویژه آن‌که راوی روایت که ابی ایوب نام دارد، توثیق نشده و مجهول است و احتمال اشتراک او میان چند راوی با همین نام وجود دارد و به‌طور دقیق شناخته‌شده نیست.[۸]

پاورقی

[۱] سیره پیشوایان ص۲۷۰

[۲] تاریخ طبری ج۵ ص۴۹۳؛ الکامل فی التاریخ ج۴ ص۱۱۸

[۳] منتهی‌الآمال ج۲ ص۱۱۶۲

[۴] الارشاد ج۲ ص۱۵۲؛ الکامل فی التاریخ ج۴ ص۵۱؛ بحارالانوار ج۴۶ ص۱۳۹

[۵] الکافی ج۸ ص۲۳۵

[۶] علامه مجلسی می‌نویسد

[۷] بحارالانوار ج۴۶ ص۱۳۸

[۸] رجال نجاشی ص۴۵۵

دیدگاهتان را بنویسید