پرسش:
آیا این متن واقعیت دارد!
آیا میدانید ذخر الحسین کیست؟
در جنگ صفین بود که امیرالمؤمنین علیهالسلام نوجوانی سیزدهساله را نقاب بر صورتش زد و زره پوشانید و روانه میدان کرد. معاویه، ابوشعتاء که دلاور عرب بود و در شام او را حریف هزار اسبسوار میدانستند، به میدان فرستاد؛ ولی او گفت: در شأن من نیست که با این دلاوریهایم با او بجنگم، پسرم برای او کافی است.
ابوشعتاء ۹ پسر خودش را به میدان فرستاد و آن نوجوان همه را به درک واصل کرد. ابوشعتاء برای انتقام خون پسرانش خودش به میدان آمد؛ اما فقط با یک ضربه به هلاکت رسید. امیرالمؤمنین علیهالسلام به نوجوان فرمودند: بس است پسرم، برگرد…
تمام لشکر گفتند: یا علی، بگذار جنگ را تمام کند؛ اما امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: نه، او پسرم عباس، قمر بنیهاشم است.
«انه ذخر الحسین»؛ او ذخیره برای حسین است.
✅پاسخ اجمالی:
داستان مشهور «ذخر الحسین» درباره حضور حضرت عباس علیهالسلام در جنگ صفین، در منابع معتبر تاریخی نقل نشده و از نظر زمانی نیز با سن ایشان سازگار نیست؛ بنابراین این نقل، مستند و قابل پذیرش نمیباشد.
✅پاسخ تفصیلی:
عباس علیهالسلام دارای مقامی بس بلند و عظیم در نزد خداوند است، تا جایی که امام سجاد علیهالسلام در وصف او فرمود:
«خداوند عباس را بیامرزد؛ بیتردید ایثار کرد و امتحان داد و جان خود را فدای برادرش کرد، تا آنکه هر دو دستش قطع شد. پس خداوند بهجای آن دو، دو بال برایش قرار داد که با آن همراه فرشتگان در بهشت پرواز میکند… بیگمان برای عباس نزد خداوند منزلتی است که همه شهدا در روز قیامت به آن رشک میبرند.»[۱]
با این وجود، باید توجه داشت که متن مذکور درباره حضرت عباس علیهالسلام، بهعنوان «عباس ذخیره حسین» که در فضای مجازی دستبهدست میشود، مستند نمیباشد و در کتب معتبر نیامده است.
عباس علیهالسلام به سال ۲۶ هجری به دنیا آمد.[۲]
و جنگ صفین به سال ۳۶ هجری صورت گرفت.[۳]
و عباس علیهالسلام در زمان نبرد صفین حدوداً دهساله بوده است و حضور یک فرد دهساله، آن هم در نبردی به سنگینی صفین، معقول به نظر نمیرسد و حق همان است که سید محسن امین ایراد کردند که:
«عباس برخی از نبردها را در زمان خلافت علی علیهالسلام درک کرد؛ اما علی علیهالسلام به او اجازه حضور در میدان نبرد را نداد.»[۴]
پاورقی
[۱] الخصال، ج۱، ص۶۸؛ امالی صدوق، ص۴۶۲
[۲] اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۲۹
[۳] مروج الذهب، ج۲، ص۳۸۴؛ وقعه الصفین، ص۱۳۱
[۴] اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۲۹







دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.