پرسش:
آیا میتوانید درباره وقوع معراج پیامبر اکرم (ص) توضیح دهید؟
آیا معراج ایشان جسمانی بوده است؟
آیا ورود جسم به ابعاد غیرمادی امکانپذیر است؟
✅پاسخ اجمالی:
بنابر نظر مشهور میان علمای شیعه و اهلسنت، معراج پیامبر اکرم (ص) در بیداری و به صورت جسمانی واقع شده است. از نظر قرآن، تاریخ اسلام، و دلایل عقلی، این امر نه تنها ممکن است، بلکه از طریق قدرت نامحدود الهی و در قالب یک معجزه رخ داده است. مشکلات فیزیکی مانند جاذبه، اشعههای فضایی یا سرعت نور نیز با قدرت خداوند قابل حلاند و مانع عقلی برای وقوع چنین سفری وجود ندارد.
✅پاسخ تفصیلی :
در تفسیر نمونه، در مقام پاسخ به پرسش شما چنین آمده است:
«علاوه بر اینکه مشهور میان دانشمندان اسلام اعم از شیعه و اهل تسنن این است که این امر در بیداری صورت گرفته، ظاهر خود آیات قرآن در آغاز سوره اسراء و همچنین سوره نجم، آیات ۱۳ تا ۱۸ نیز وقوع این امر را در بیداری گواهی میدهد.
تواریخ اسلام نیز گواه صادقی بر این موضوع است، زیرا:
در تاریخ میخوانیم هنگامی که پیامبر مسأله معراج را مطرح کرد، مشرکان به شدت آن را انکار کردند و آن را بهانهای برای کوبیدن پیامبر دانستند. این بهخوبی گواهی میدهد که پیامبر هرگز مدعی خواب یا مکاشفه روحانی نبوده، وگرنه این همه سر و صدا نداشت.
و اگر در روایتی از حسن بصری میخوانیم که «این امر در خواب واقع شده است»، یا خبری که از عایشه نقل شده: «به خدا سوگند بدن پیامبر از میان ما نرفت، تنها روح او به آسمانها پرواز کرد»، ظاهراً جنبه سیاسی داشته و برای خاموش کردن جنجالی بوده است که درباره مسأله معراج در میان عدهای به وجود آمده بود.
حال مسائلی تازهای در زمینه معراج مطرح شده و سؤالاتی از این قبیل:
۱- برای اقدام به یک سفر فضائی، نخستین مانع نیروی جاذبه است که باید با وسائل فوقالعاده بر آن پیروز شد، زیرا برای فرار از حوزه جاذبه زمین، سرعتی لااقل معادل چهل هزار کیلومتر در ساعت لازم است.
۲- مانع دیگر، فقدان هوا در فضای بیرون جو زمین است که بدون آن، انسان نمیتواند زندگی کند.
۳- مانع سوم، گرمای سوزان آفتاب و سرمای کشندهای است که در قسمتی که آفتاب مستقیماً میتابد و قسمتی که نمیتابد، وجود دارد.
۴- مانع چهارم، اشعههای خطرناکی است که در ماوراء جو وجود دارد؛ مانند اشعه کیهانی و اشعه ماوراء بنفش و اشعه ایکس. این پرتوها هرگاه به مقدار کم به بدن انسان بتابد، زیانی بر ارگانیسم بدن او ندارد، ولی در بیرون جو زمین، این پرتوها فوقالعاده زیاد است و کشنده و مرگبار؛ اما برای ما ساکنان زمین، وجود قشر هوای جو مانع از تابش آنهاست.
۵- مشکل بیوزنی است؛ گرچه انسان تدریجاً میتواند به بیوزنی عادت کند، ولی برای ما ساکنان روی زمین، اگر بیمقدمه به بیرون جو منتقل شویم و حالت بیوزنی دست دهد، تحمل آن بسیار مشکل یا غیر ممکن است.
۶- و سرانجام، مشکل زمان ششمین مشکل و از مهمترین موانع است؛ چرا که علوم روز میگوید سرعتی بالاتر از سرعت سیر نور نیست، و اگر کسی بخواهد در سراسر آسمانها سیر کند، باید سرعتی بیش از سرعت سیر نور داشته باشد.
در برابر این سؤالات، توجه به چند نکته لازم است:
۱- ما میدانیم که با آن همه مشکلاتی که در سفر فضائی است، بالاخره انسان توانسته است با نیروی علم بر آن پیروز گردد، و غیر از مشکل زمان، همه مشکلات حل شده و مشکل زمان هم مربوط به سفر به مناطق دوردست است.
۲- بدون شک، مسأله معراج جنبه عادی نداشته، بلکه با استفاده از نیرو و قدرت بیپایان خداوند صورت گرفته است و همه معجزات انبیاء علیهمالسلام همینگونه است.
به عبارت روشنتر، معجزه باید عقلاً محال نباشد، و همین اندازه که عقلاً امکانپذیر بود، بقیه با استمداد از قدرت خداوند حلشدنی است.
هنگامی که بشر با پیشرفت علم، توانایی پیدا کند که وسائلی بسازد، آنچنان سریع که از حوزه جاذبه زمین بیرون رود، سفینههایی بسازد که مسأله اشعههای مرگبار بیرون جو را حل کند، لباسهایی بپوشد که او را در برابر سرما و گرمای فوقالعاده حفظ نماید، با تمرین به بیوزنی عادت نماید، خلاصه جایی که انسان بتواند با استفاده از نیروی محدودش، این راه را طی کند؛ آیا با استمداد از نیروی نامحدود الهی حلشدنی نیست؟
ما یقین داریم که خدا مرکب سریعالسیری که متناسب این سفر فضائی بوده باشد در اختیار پیامبرش گذارده است، و او را از نظر خطراتی که در این سفر وجود داشته، زیر پوشش حمایت خود گرفته است.
این مرکب چگونه بوده است و چه نام داشته؟ بُراق؟ رَفرف؟ یا مرکب دیگر؟ در هر حال مرکب مرموز و ناشناختهای است از نظر ما.
از همه اینها گذشته، فرضیه حداکثر سرعت که در بالا گفته شد، امروز در میان دانشمندان متزلزل شده، هرچند اینشتین در فرضیه معروف خودش به آن سخت معتقد بوده است.
دانشمندان امروز میگویند امواج جاذبه بدون نیاز به زمان، در آنِ واحد از یکسوی جهان به سوی دیگر منتقل میشود و اثر میگذارد، و حتی این احتمال وجود دارد که در حرکات مربوط به گستردگی جهان (میدانیم جهان در حال توسعه است و ستارهها و منظومهها به سرعت از هم دور میشوند) منظومههایی وجود دارند که با سرعتی بیش از سرعت سیر نور از مرکز جهان دور میشوند، دقت کنید.
کوتاه سخن اینکه، مشکلاتی که گفته شد، هیچکدام به صورت یک مانع عقلی در این راه نیست، مانعی که معراج را به صورت یک محال عقلی در آورد، بلکه مشکلاتی است که با استفاده از وسائل و نیروی لازم، قابل حل است.
به هر حال، مسأله معراج نه از نظر استدلالات عقلی غیر ممکن است و نه از نظر موازین علم روز، و خارقالعاده بودن آن را نیز همه قبول دارند؛ بنابراین، هرگاه با دلیل قاطع نقلی ثابت شود، باید آن را پذیرفت.[۱]
پاورقی
[۱] تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۵







دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.